[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(6) ]
بنده،دهیارمحترم آقای امانی واهالی روستای آستمال از تمام عزیزان در تهیه ی برنامه ی بیزیم کند در روستای آستمال به خصوص بخش دار محترم،رئیس سازمان میراث فرهنگی، مجری و هنرمند توانای برنامه ی بیزیم کند،جناب آقای محرم محمد زاده (عمو محرم)،تصویر برداران،صدابرداران،تهیه کننده وکارگردان محترم و دست اندر کاران شبکه استانی سهند و ...،که تلاش خالصانه ای داشتند،تقدیر و تشکر می کنیم. و دست بوس زحمات بی مزدشان هستیم.
با وجود حاشیه هایی در ضبط این برنامه!!!!!!!!!!! که ای کاش...
امیدوارم نتیجه ی این سفر ارزشمند،تلاش مسئولان برای حل مشکلات روستای آستمال باشد.
یادآور می شوم برنامه ی بیزیم کند( روستای آستمال) که قرار بود روز یکشنبه 1392/8/12 ساعت 18 از شبکه سهند پخش شود.بنا به دلایلی... به وقت دیگری موکول شد.
چند تا عکس از زحمات عزیزان در حال تهیه ی برنامه بیزیم کند در روستای آستمال را برای شما عزیزان در این مطلب قرار دادم که مشاهده می فرمائید.
البته زحمت تهیه ی تصاویر این مطلب به عهده ی دوست بسیار عزیزم آقای عبدالخالق ملانژاد بود.که قدردان زحماتشان هستم.
بقیه ی تصاویر را در ادامه ی مطلب مشاهده فرمائید.
ادامه مطلب
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(5) ]
عید سعید غدیر خم
واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزی است كه از تداوم خط نبوّت حكایت می كند. غدیر نقطه تلاقی كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آری غدیر یك سرزمین نیست، چشمه ای است كه تا پایان هستی می جوشد، كوثری است كه فنا برنمی دارد، افقی است بی كرانه و خورشیدی است عالمتاب.
و غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریك و تهنیت، روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق، روز تكمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون، روز یأس دشمن و امیدواری دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزی كه پیروان واقعی مكتب حیات بخش اسلام آن را گرامی می دارند و به همدیگر تبریك می گویند.
... الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا ...امروز (روز غدیر خم) دین شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دین برای شما پسندیدم. سوره مائده آیه ۳.
● داستان غدیر خم
سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می كردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یك سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.
رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یك صدا جواب می دهند كه چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم.
ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه: «امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.
● سندیت واقعه غدیر خم
مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر خود نام راویان حدیث غدیر را به ترتیب زمان زندگی ذكر كـرده اسـت:
در میان اصحاب رسول خدا (ص ) ۱۱۰ نفر، در میان تابعین ۸۴ نفر، در میان علمای قرن دوم هجری ۵۶ نفر، در میان علمای قرن سوم هجری ۹۲ نفر، در میان علمای قرن چهارم هجری ۴۳ نفر، در میان علمای قرن پنجم هجری ۲۴ نفر، در میان علمای قرن ششم هجری ۲۰ نفر، در میان علمای قرن هفتم هجری ۲۱ نفر، در میان علمای قرن هشتم هجری ۱۸ نفر، در میان علمای قرن نهم هجری ۱۶ نفر، در میان علمای قرن دهم هجری ۱۴ نفر، در میان علمای قرن یازدهم هجری ۱۲ نفر، در میان علمای قرن دوازدهم هجری ۱۳ نفر، در میان علمای قرن سیزدهم هجری ۱۲ نفر، در میان علمای قرن چهاردهم هجری ۱۹ نفر.
حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذی، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نیشابوری به مضامین مختلف ذکر شده است.
● مفهوم عید
هیجدهم ذی الحجه روز غدیر خم را مسلمین خصوصاً شیعیان عید شمرده اند. لغویون عید را از مشتقات ماده "ع و د" به معنای بازگشت می دانند و در نوروز بازگشت حیات را به پیكر سرد گرامی می دارند، حیاتی كه در هجوم خزان به سردی می گراید و در بیداد سرمای زمستان تا مرز نیستی پیش می رود تا آنجا كه گویی هرگز نبوده است.
در مقام تطبیق این نكته با موازین مكتبی و مذهبی باید گفت عید آدمی بزرگداشت بازگشت حیات معنوی انسان است. در چنین باوری نوروز انسان روزی است كه وی به خویشتن باز گردد و گمشده اش را دریابد. مثلاً در ماه مبارك رمضان آدمی بعد از سی روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصی های وجودش را ذوب می كند تا عبودیت ناب در آن تجلی كند و آنگاه عید فطر است. پس عید اسلامی بازگشت حیات است و تعیین آن بر عهده شرع اقدس. غدیر بنا بر این تفسیر هر دو شرط را دارد یعنی هم بازگشت به خویشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدیر بازگشت حیات دوباره اسلام است، علاوه اینكه عید غدیر تشریع هم شده است.
● در زیر به نمونه هایی از روایاتی كه غدیر را عید شمرده اند اشاره می شود :
فرات بن ابراهیم كوفی از امام صادق علیه السلام نقل می كند كه ایشان به نقل از پیامبر اكرم فرمودند :یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی ؛روز غدیر بزرگترین عید امت من است .حسن بن راشد می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت تر است .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ فرمودند: روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... یقین بدانید انبیا علیهم السلام روزی كه وصی خود را نصب می كردند امر می كردند كه آن روز را جشن بگیرند.
وقتی به سیره ائمه و پیامبر اكرم مراجعه می شود در می یابیم كه پیامبر و امیر مؤمنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یك عید برخورد كرده و مسلمانان را به تبریك و تهنیت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در كوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند.
امام علی با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شركت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند .و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود .لذا این حركت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت كنند.
منبع: aftabir.com
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(0) ]
قربان بایرامی
بیرده گورسه یدیم سنی رویاده قربان بایرامی
حسرتیم قالمازدی بو دنیاده قربان بایرامی
***
حضرت ابراهمین سنسن اوجالدان شهرتین
سن اونون آرتیردین عالمده جلالین دولتین
بیر سنه تاپشیردی گئتدی بیر مسلمان امتین
اولموشوق ارثآ سنه دلداه قربان بایرامی
***
کوز اونوندن گئچمشم سینمیش ته کرتک فیرلانیر!
سانکی امیریمله یئنه کئف مجلسیم حاضر لانیر
توستو قالخیر دالبادال شیشلیک گلیر مانقال یانیر
گزدیریر معشوقم الده باده قربان بایرامی
***
ایندیده فکریمده دیر برک ایشمیشم کله م دولی
مجلیسیمده قوولادیم بایرام گونی بیر یوخسولی
نه کباب وئردیم نه وئردیم بیر قه پک بایرام پولی
آجلیقیندان باشلادی فریاده قربان بایرامی
***
مجلسیمده جورلادیم وارلیدی بگ خان بوسبوتون
لایقی یوخدو بیزه هر یوخسولون هر بیر قولون
یوکسه لیردیک گوگلره چیخدیقجا مانقالدان توتون
فخر ائدردیم من سنینله آده قربان بایرامی
***
ایندی تئیلم چئوور یلیب دنیا دگیشمیش سر بسر
وارنه قرباندان نه شیشلیکدن نه مانقالدان اثر
کهنه عادتلر پوزولدی من قوجالدیم مختصر
دوشمه ییر ایللرجه اصلآ یاده قربان بایرامی
شعر:واحد
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(5) ]
عید قُربان یا گوسپندکُشان[۱] (به عربی: عید الأضحی) روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
جشن
عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته میشود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور میپردازند.
مراسم عید
برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم میکنند.
حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح میکنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال میگردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش میآید را عید میدانند.
همچنین در روایتهای مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.
ریشه عید قربان
عید قربان ریشه در دوران قبل از تاریخ بشر دارد. انسانهای اولیه برای به دست آوردن ترحم خدایان دست به قربانی کردن حیوانات و انسانها میزدند.
اسلام
در روایات مختلف دین اسلام آمدهاست که پیامبر بزرگ الهی حضرت ابراهیم (ع) در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.
او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر میروند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود میشود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان مییابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم میفرستد.
این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضهای برای حجاج میگردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.
کرپنها، همان روحانیان دین «مهر» بودهاند و به دلیل قربانی کردن «گاو» از سوی ایشان، واژهٔ «قربانی» نیز از همینان برگرفته شده البته برخی معتقدند بدلیل اینکه این عمل برای رضای خدا و نزدیکی به خدا "قربتا الی الله" انجام میشود این عید را عید قربان مینامند.
در ایران
در تهران نماز عید قربان در مصلی تهران اقامه میشود.[۲]
در هند
جشنوارههای مختلف در تقویم اسلام وجود دارد. اما بکرید (بکری عید) یا عیدالضحی یکی از عیدهای مشهور در میان مسلمانان سراسر جهان است.
اینروز، روز قربانی، برای مسلمانان است. مسلمانان در هند معمولاً بز را قربانی میکنند، به همین دلیل است که در اردو (زبان مسلمانان هند و پاکستان) به عنوان بخر Bakhr یا بکری bakri عید شناخته میشود. این عید در اسلام برای جشن گرفتن ایمان محکم برای جانسپاری است.
این عید همزمان با انجام مناسک حج در مکه هستند و مردم دیگر در مساجد نماز میخوانند. گوشت قربانی پس از مراسم در میان دوستان و اعضای خانواده توزیع میگردد. خوراکهای مخصوص و شیرینی به مناسبت عید آماده میشود. این مراسم از عید قربان شروع میشود، از دهم تا روز دوازدهم ماه ذیالحجه. مردم در روز عید لباسهای جدید میپوشند، نماز میخوانند، و به دیدار یکدیگر برای تبادل سلام و تبریک میروند. دعاهای ویژهای برای این سه روز وجود دارد که نماز عید بخشی از این مراسم هست.
بر اساس باورهای دینی، مبادله و توزیع گوشت حیوانات قربانی شده به عنوان برکت در نظر گرفته شدهاست. و بنابراین مردم بعد از نماز، به دوستان، همسایگان، بستگان و افراد فقیر گوشت قربانی میدهند. با این حال، خانواده بخش کوچکی از گوشت را برای خود به عنوان تبرک نگه میدارد.
تبریک به یک دیگر با گرمترین آرزوها و آماده کردن غذاهای ویژه سنتی به عنوان بخشی از این جشن بزرگ در نظر گرفته شدهاست. با این حال، در زمان معاصر، روند ارسال اس ام اس یا پیام بکرید به خاطر خصوصات جذابش و سرعتی که دارد، موفق عمل کرده. جدا از گفتن بکرید مبارک، همچنین میتوان اهمیت عید را با اس ام اسهای دوست داشتنی اعلام کرد.
ادارات دولتی ملی، ایالتی و محلی، ادارات پست و بانکها در عید قربان بسته هستند. فروشگاههای اسلامی، کسب و کار و دیگر سازمانها ممکن است بسته بوده و یا ساعات کاهش یابد. کسانی که مایل به استفاده از حمل و نقل عمومی در این روز هستند، ممکن است برای اطلاع از جدول زمانی، نیاز به تماس با مقامات حمل و نقل محلی داشته باشند.[۳]
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(1) ]
باخبر شدیم صدا و سیما ی مرکز استان آذربایجان شرقی،برنامه ی بیزیم کند(محرم) روز چهارشنبه ی(1392/8/01) قصد سفر به روستای آستمال را دارند.امیدوارم بنده و اهالی آستمال بتوانیم میزبان خوبی برای دوستان و زحمت کشان برنامه ی بیزیم کند باشیم.
ولی ای کاش این مسافرت در بهار و تابستان انجام می شد،به دلیل اینکه زیبایی های روستای آستمال در فصل های تابستان و بهار رنگ و بوی خاصی دارد.ولی به هر حال خاک قدم هایشان را سرمه ی چشمانمان می کنیم.
از تمام عزیزان آستمالی های مقیم تبریز و دیگر شهرهای کشور خواهشمندم در صورت امکان در تاریخ مقرر در روستا کنار هم و با همدلی و هم فکری بتوانیم در تهیه و ضبط این برنامه ی مردمی کمک کنیم.
و از عزیزان و اهالی محترم آستمال خواهشمندم ضمن پذیرائی و مهمان نوازی که یکی از مشخصه های معروف اهالی روستای آستمال می باشد.باید در منعکس کردن مشکلات کلی روستا از طریق این رسانه ی ملی نهایت استفاده را ببرند.
ما باید این فرصت را غنیمت بشماریم و از آن در جهت مثبت(رساندن مشکلات به گوش مسئولان)به نحو احسن استفاده کنیم.
مشکلاتی مهمی که باید اهالی به آن اشاره کنند،عبارت اند از:
1-آسفالته کردن 5کلیومتر آخر راه آستمال.
که یکی از مهمترین مشکلات کنونی روستا می باشد.زیرا این 5 کلیومتر سربالایترین و خطرناک ترین قسمت راه روستا می باشد.پس از مسئولان خواهشمندیم اقدامات لازم را در این خصوص انجام دهند.
2-لوله کشی اصولی و بهداشتی آب آشامیدنی روستا از طریق اداره ی آب و فاضلاب روستایی،
چون آب آشامیدینی کنونی روستا به دلیل غیر اصولی بودن منبع ها،عدم رسیدگی به لوله ها و منبع ها و...غیر بهداشتی بوده و اگر اقدامات لازم در این زمینه انجام نشود،به زودی شاهد شیوع بیماری های انگلی در بین اهالی خواهیم شد.
و مهم تر این که،متاسفانه بعضی از اهالی با کمال بی...!!؟؟!!در مسیر عبور لوله های آب که از بالای باغ ها عبور می کند. مخفیانه و یا بهتر است بگوییم دزدانه!آب آشامیدنی را صرف آبیاری درختان و باغهایشان می کنند.و متوجه نیستند یا برایشان مهم نیست که پیر زن یا پیر مردی که خانه اش در بالادست روستا قرار دارد.آب آشامیدنی اش قطع می شود.و مجبور است تا مسافتی را برای تامین آب به چشمه ها یا خانه های پایین روستا که کمی آب میرسد.طی کنند. با شما هستم حاج آقایی که سال به سال عازم مکه هستی این کارها عاقبت خوشی ندارد.
پس با اعلام این موضوع تاسف بار،از مسئولان محترم اداره ی آب و فاضلاب روستایی تقاضا داریم تا با مدیریت صحیح از این گونه اقدامات سود جویانه جلوگیری کنند.
3-زیر سازی و آسفالت کردن راه 7 کیلومتری آستمال تا سید جبرئیل آستمال
که امروزه یکی از مهمترین مناطق جذب توریسم و گردشگر می باشد.و همان طور که در تصاویر وبلاگ مشاهده می فرمائید. به بهشت نهان آذربایجان مشهور است.
از مسئولان زیربط تقاضای رسیدگی هر که سریعتر و همراه با عمل را داریم.
4-اقدامات اساسی در جهت خانه های زلزله زده
که هر آن احتمال وقوع حادثه ای در خانه های نیمه تخریب شده که اهالی به اجبار ساکن آنها هستند.است.
لذا خواهشمندیم با ارائه ی تسهیلات ویژه به این عزیزان تا دوباره شاهد حوادث ناگوار نباشیم.چون علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد!!
و دیگر مشکلاتی که شاید بنده به دلیل دور بودن از دیارم متوجه آن نشدم.و از عزیزان خواهشمندم هر گونه مشکلی که در اینجا از قلم افتاده به بنده منعکس کنند.تا بهترین نتیجه از این فرصت بدست آمده را بگیریم.
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(2) ]
یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان ورزقان واقع شده و مرکز این شهرستان است. این شهر در ۴۰ کیلومتری غرب اهر و ۷۸ کیلومتری شمال تبریز واقع شدهاست.
از مشاهیر ورزقان میتوان به ستارخان (سردار ملی) اشاره کرد. جمعیت این شهر برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۳٬۵۴۹ نفر بودهاست که از این جهت چهل و ششمین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب میشود.
واژهٔ «ورزقان» با شکل قدیمیتر «ورزگان» نامی فارسی و به معنای «محل برزگری» است. گمانهای عامیانه کوشیدهاست واژةٔ «قان» ترکی به معنی خون را در بخش دوم آن ببیند و آن را برپایهٔ حدس به جنگل هایی در زمان اورارتوها نسبت بدهد.
بقیه در ادامه ی مطلب...
ادامه مطلب
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(0) ]

درسهايي كه باید از ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) آموخت
به مناسبت اول ذوالحجه سالروز ازدواج «اميرالمؤمنين علي» و «صديقه كبری فاطمة الزهراء» عليهما السلام : خواستگاری آسمانی/ پیوند آسمانی/ مهریه آسمانی/ جهیزیه آسمانی/ درسهای آسمانی/ خانه آسمانی/ یک سؤال...
خواستگاری آسمانی
تازه از نخلستان بازگشته بود اما احساس خستگي نميكرد. لباس تميزي بر تن كرد، با ظاهري آراسته، محجوب و باوقار، با توكل بر خداوند، آهنگ رفتن به خانه بهترين خلق خدا را نمود.
اگرچه بارها كوچههاي مدينه را با سرعت پشت سر گذاشته بود و به خانه پسرعمو رسيده بود اما اين بار، گام برداشتن به سوي خانه او بسيار سخت بود. انگار زمان به كندي ميگذشت و كوچهها طولانيتر به نظر ميرسیدند.
خجالت نياز و اعلان راز، لحظهاي از وجودش جدا نميشد که يكباره خود را كنار مسجد رسولالله و در مقابل خانه امسلمه دید.
وارد شد و پس از لحظاتي سكوت، با خجالت خواسته خود را با پيامبر مطرح كرد.
مرد آسمانی لبخندی زد و گفت: «اي علي! قبل از تو مردان ديگري چنين خواستهاي داشتهاند ولي هر گاه تقاضاي آنان را با فاطمه در ميان ميگذاشتم، در چهره او رضايتي نميديدم. اندکی صبر كن تا نزد او بروم و خواستهات را با او در ميان گذارم».
پيامبر نزد دخترش رفت و درخواست علي را با او در ميان گذاشت. اين بار اما فاطمه چيزي نگفت و سكوت كرد و از خجالت چهرهاش را برگرداند. رسول خدا برخاست و به سوی خواستگار خوشبخت رفت؛ در حالي كه با خود ميگفت: «الله اكبر! همانا سكوت فاطمه، نشانه رضايت اوست».
پیوند آسمانی
پیامبر رحمت (ص) علي را كنار فاطمه نشاند. آنگاه به درگاه الهی روی آورد و گفت: «خدايا! اينان محبوبترين مردم نزد من هستند. پس آنان را دوست بدار و خير و بركت به فرزندان آنان عطا كن و آنان را از هر آسيبي حافظ باش، من آنها را و فرزندانشان را از شر شيطان فريبكار به تو ميسپارم».
در همين حال فرشتهاي از سوي خدا نازل شد و به رسول او گفت: «خداوندبر تو سلام ميفرستد و ميگويد من دخترت فاطمه را در آسمانها به همسري علي درآوردم. تو نيز در زمين، او را به ازدواج علي درآور».
آنگاه علي، آرام و در سكوتي دلنشين، روح و جان خود را در اختيار باران محبت پيامبرش گذاشت و به همراه فاطمه، با گوش دل، كلمات گهربارش را شنید و به خاطر سپرد.
قلب مالامال از عشق، شور، زندگي و ايمانش را با اجازه پيامبر(ص) از آن لحظات معنوي و لذتبخش جدا ميكند و به سبكي ابر بهار، از كنار دوست خدا مي رود.
مهریه آسمانی
عليبن ابيطالب جوان بود و دستش از مال دنيا كوتاه. او مطابق معيارهاي عصر جاهلي، چيزي نداشت؛ اما سرتاسر وجودش مملو از ايمان و ارزشهاي اسلامي بود.
پيامبر(ص) رو به او كرد و پرسید: «چيزي داري كه مهريه همسرت قرار دهي»؟
علي (ع) پاسخ داد: «يا رسولالله! پدر و مادرم به قربانت! شما از وضع من اطلاع داريد؛ تمام ثروت من يك شمشير، يك زره و يك مرکب است».
نبي خدا (ص) فرمود: «درست است، شمشيرت به هنگام كارزار با دشمنان مورد نياز است ؛ با مرکبت نيز نخلستانها را آب ميدهي و در مسافرتها از آن استفاده ميكني؛ بنابراين تنها زره را ميتواني مهر همسرت بنمايي. برخيز و زره را بفروش».
جهیزیه آسمانی
علي زره را به 480 مثقال نقره فروخت و مبلغ آن را به رسول خدا (ص) تحويل داد. پیامبر(ص) با آن پول، جهيزيه عروس را فراهم آورد. فاطمه زهرا (س) از پدرش خواست مهریه او را شفاعت گناهكاران امت در قيامت قرار دهد، اين درخواست قبول شد و جبرئيل فرمان آن را از آسمان بر پيامبر نازل كرد.
چه عروسي با بركتي و چه زوج بهشتياي كه زمين و آسمان ساليان سال است از عطر عقد آنان سرمست و سر خوشاند.
درسهای آسمانی
اين وصلت فقط يك پيوند آسماني و الهي نبود بلكه درسي بزرگ براي پيروان اين دو نور الهي بود كه بياموزند چگونه آغاز كنند و چگونه بهشتي شوند.
درسهايي كه از پيوند بهشتيان مي توان آموخت:
1. کفو و همتا بودن
یکی از اصول اساسی و رازهای موفقیت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر باهم است، زیرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از یکدیگر امکانپذیر است.
برخی تصور میکنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سوئی آرمانها، خواستها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهیهای علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگیهای اخلاقی و فرهنگی است.
اگر مسأله همتایی نبود، بدون تردید دختران زیبایی در مدینه بودند که از ازدواج با حضرت علی علیهالسلام خرسند میشدند. اما او حتی از آنان خواستگاری هم نکرد و برای حضرت فاطمه(س) نیز خواستگاران فراوانی بودند امّا حضرت فاطمه (س) و پيامبر(ص) به این وصلتها راضی نشدند تنها حضرت فاطمه (س) و روح والای او بود که زیباییها و شکوه معنوی حضرت علیعلیهالسلام را درک میکرد .
در این مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «اگر خدا علی را نمیآفرید برای فاطمه کفو و همتایی وجود نداشت.»
2. شرط اول؛ رضایت دختر
پيامبر گرامي (ص) بدون رضایت دخترش حضرت فاطمه (س) به خواستگار پاسخ مثبت نداد؛ حتی اگر خواستگار، شهسوار عرب و باب مدینهی علم باشد. و اینهمه، در زمانی که برای زنان و دختران ارزشی قائل نبوند و شأنی در نظر نمیگرفتند.
3. قناعت و سادهزيستي
در تهیه جهیزیه به ضروریترین و ابتدائیترین وسائل زندگی در آن عصر بسنده شد. از سیرت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ میآموزیم که بایستی در الگوی مصرف تجدید نظر کنیم و در زندگی فناپذیر و زودگذر دنیا به حداقل ممکن قناعت ورزیم تا از گذرگاه پرهیاهوی زندگی، سبکبار بگذریم و تن به بردگی این و آن ندهیم.
مگر حضرت فاطمه (س) دختر پيامبر(ص) پيشواي بینظیر مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنیهاشم یعنی اصیلترین و شریفترین تیرههای عرب به حساب نمیآمد؟ مگر مادرش حضرت خدیجه(س) ثروتمندترین زن عرب در عصر خویش نبود؟ مگر از همه جهات علمی فردی آگاهتر و اندیشمندتر از همگان نبود؟ مگر پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ نمیتوانست جهیزیه زیادی را همراه دخترش کند؟
پاسخ همه این سؤالات «مثبت» است اما منش و روش پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و خاندانش بر ساده زیستی استوار است .
4. سلیقه، در عین سادگی
اکنون ببینیم علی بن ابیطالب(ع) شهسوار اسلام و محبوبترین مردان و نزدیکترین آنان به خدا و رسول او (ص)چه داشت و چه تهیه کرد:
علی اتاق خود را برای عروسی آماده کرد. بدین ترتیب که: ابتدا مقداری ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبی هم تهیه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباسهای خود را روی آن بیندازد، و یک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و یک بالش نیز که داخلش را از لیف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد.
یعنی میتوان ساده بود؛ ولی "با محبت" و "با عاطفه" و "با سلیقه" هم بود.
خانه آسمانی
امام خمینی(ره) در وصف خانه کوچک و محقّر ـ ولی آسمانی ـ این زوج آسمانی میفرماید:
ـ همين خانه كه تا اين حد ساده بود، از نظر بركات اجتماعي اعجابآور بود. اين خانه كوچك فاطمه ـ سلامالله عليها ـ و اين افرادي كه در آن خانه تربيت شدند كه به حسب عدد، چهار، پنج نفر بودند بر حسب واقع، تمام قدرت حق تعالي را تجلي دادند، خدمتهايي كردند كه ما را و شما را و همه بشريت را به اعجاب آورده است.
ـ ما يك كوخ چهار، پنج نفري در صدر اسلام داشتيم و آن كوخ فاطمه زهرا است... لكن بركات اين چي است؟ اين كوخنشينان در كوخ محقر، در ناحيه معنويات آنقدر در مرتبه بالا بودند كه دست ملكوتيها هم به آن نميرسد و در جنبههاي تربيتي آن قدر بوده است كه هرچه انسان ميبيند بركات در بلاد مسلمين هست و خصوصاً در مثل بلاد ماها، اينها از بركت آنهاست.
ـ زني كه در حجرهاي كوچك و محقر، انسانهايي تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوي افلاك و از عالم ملك تا آن سوي ملكوت اعلي ميدرخشد.
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(1) ]
شمعی که آب شد...
مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت
می خواست که فریاد کند تشنه لبه از سوز عطش، طاقت فریاد نداشت
اشاره
امام جواد علیه السلام در رمضان سال 195، در مدینه و در دوران بحران سیاسیِ خلافت عباسی پا به عرصه وجود نهاد. در آن سال، میان مأمون و امین، فرزندان هارون الرشید، بر سر تصاحب خلافت درگیری بود. سرانجام این اختلاف، آثار خود را بر زندگی امام رضا علیه السلام و فرزندش امام جواد علیه السلام گذاشت و ایشان به طور ناخواسته مجبور به ترک مدینه شد.
دوران امامت
امام جواد علیه السلام در سال 203 هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا علیه السلام، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.
هنگامی که امام رضا علیه السلام به دعوت مامون از مدینه به توس رفت امام جواد علیه السلام که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا علیه السلام در مدینه ماند و در سال 202 هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت. از ویژگیهای بارز و شناخته شده امام، جود و بخشش آن بزرگواراست.
جود و احسان
معروف ترین لقب پیشوای نهم شیعیان، جواد است. آن رهبر فرزانه را به دلیل جود و عطای فراوانش، به این نام خوانده اند که برگرفته از نام های زیبای پروردگار است. نام جواد، یادآور جود و بخشش و احسان پروردگار متعالی است که در وجود مقدس حضرت امام محمدتقی علیه السلام تجسم یافته است و کرامت و احسان پدران بزرگوارش را در یادها زنده می کند. علی بن مهزیار می گوید: حضرت امام محمدتقی علیه السلام را دیدم که نماز واجب و غیرواجب خود را در قبایی خز به جا می آورد و به من هم قبای خز دیگری بخشید و فرمود: «این لباس را تنها در موقع انجام نماز پوشیده ام؛ تو نیز آن را هنگام نماز خواندن بپوش».
در برابر خلیفه
امام جواد علیه السلام با تمامی محدودیت های موجود از سوی دستگاه خلافت، از راه انتخاب وکیلان و نمایندگان، ارتباط خود را با شیعیان حفظ می کرد. حضرت به سراسر قلمرو حکومت اسلامی، کارگزارانی می فرستاد و با فعالیت های سیاسی گسترده، از تجزبه نیروهای شیعه جلوگیری می کرد. از جمله اینکه ایشان به وکیلان خود اجازه می داد به دورن دستگاه خلافت نفوذ کنند و پُست های حساس حکومتی را در دست گیرند. برخی از کارگزاران حضرت نیز به عنوان حاکم شهرها منصوب شده بودند و همه امور را با دقت تحت نظر داشتند.
خبر دادن پدر از شهادت فرزند
همان گونه که معروف و مشهور است، امام رضا علیه السلام در آغاز زندگى مشترک زناشویى خویش داراى فرزندى نشده بود، این موضوع موجب گفتگوهایى میان دوستان و دشمنان گردیده بود، از این رو کلثم فرزند عمران به امام رضا علیه السلام گفت: اى فرزند رسول خدا! دعا کنید خداوند به شما فرزندى عطا کند!
امام رضا علیه السلام فرمود: همانا خداوند فرزندى به من عطا مى کند، که او وارث من خواهد بود؛ اما غاصبان و ظالمان او را مى کشند و به شهادت مى رسانند، پس در آن هنگام اهل آسمان بر او گریه خواهند کرد.[عیون المعجزات: 121]
راز شهادت
شهادت آن بزرگوار پايانى است بر تلاشهاى چشمگير و پر فروغش تلاشهايى كه خلفاى بنى عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگير نمودكه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمايند و بدين جهت در صدد شهادت آن حضرت بر آمدند. به سه عامل که موجب شهادت آن حضرت شد مىپردازيم:
1. تقواى الهى و عدم همراهى با فساد دربار:
مىدانيم كه يكى از القاب آن حضرت «تقى» است و اين به خاطر جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه ديدگان قرار داده بود و الا تمامى معصومين بر خوردار از صفت تقوا و عصمت الهى هستند. چنانكه همه «صادق» راستگو و«كاظم» فرو برنده خشم و «زين العابدين» زيباترين روح پرستنده هستند.
اما فرهنگ القاب معصومين ريشه اى اجتماعى وبرخاسته از عنايت الهى دارد كه لقب «تقى» نيز از اين مقوله است.
نگاهى به شرايط اجتماعى آن بزرگوار و وضعيت درباريان ما را بدين نكته رهنمون مىكند كه دشمن تلاشى پيگير داشت تا به گمان خود آن حضرت را با عياشي ها و فساد دربار براى يك بار هم كه شده است آلوده كند و در نتيجه آن حضرت را از چشم شيعيان وطرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى اش مى ستودند ساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش ام الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در اين جهت دستور لازم را نيز صادر كرد. اما راه بجايى نبرد و پاكى و تقواى امامت بر انديشه باطل مامونى پيروز گشت و نورانيتى مضاعف يافت.
2. برترى دانش و تفوق علمى:
دومين عامل شهادت امام جواد(ع) را مىتوان حضور قوى و كار آمد حضرت در صحنه هاى علمى و برترى دانش آن حضرت بر شمرد زيرا كه اين امر ناتوانى خليفه را در مقابل امام جواد(ع) كه بسيارى خلافت را حق آنان مىدانستند به نمايش مىگذاشت. و ضعف بنيه علمى دانشمندان دربارى را هر چه بيشتر آشكار مىساخت.
3. بزرگداشت نهضتهاى شيعى:
حسين بن على مشهور به شهيد فخ نواده حضرت مجتبى(ع) در زماني كه از خلفاى بنى عباس به نام هادى عباسى قيام كرد. ياد و نام او سندى بر محكوميت بنى عباس تلقى مى شد و حماسه نهضت هاى شيعى عليه خلفاى عباسى را در خاطره ها تجديد مي نمود.
در حمايت ازاين شهيد انقلابى روايتى نيز از امام جواد(ع) مىخوانيم: «پس از فاجعه كربلا هيچ فاجعهاى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبودهاست.»
در اين راستاست كه معتصم پس از اين كه از مردم بيعت براى خود گرفت جوياى حال امام جواد(ع) شد و دستور داد كه امام جواد(ع) و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زيرا كه حضور و نام و ياد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزت ايمان است و جلوه امامت و وصايتش مهر باطلى است بر خلافت هاى باطل بنى عباس.
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(0) ]

به گزارش اهراب نیوز، محرم فروغی شجاعی در گفتگو با ایسنا، با بیان اینکه آتش سوزی در مراتع ارسباران صورت گرفته بود، نه جنگل های ارسباران گفت: بعد از تلاش های ۵۰ نفر از نیروی امدادی مستقر در منطقه، در ساعت ۲۳:۳۰ آتشنشانان، موفق به مهار آتش سوزی شدند.
وی محدوده ی مراتع دچار حریق را ۲۰۰ هکتار عنوان کرد و افزود: بعد از ظهر روز شنبه محدوده ی ۱۵ هکتاری دچار حریق شده بود، که با همکاری عوامل آتشنشانی مهار شده بود.
فروغی شجاعی ادامه داد:صبح روز یکشنبه نیز به علت وزش باد در منطقه، آتش زیر خاکستر، دوباره از سر گرفته شد تا اینکه آتش نشانان، بعد از ظهر روز گذشته، در محدوده ی ورودی به جنگلهای ارسباران در روستای آستامال، موفق به مهار کامل آتش سوزی شدند.
فرماندار شهرستان ورزقان با بیان اینکه بخشی از آتش سوزی نیز در محدوده ی مراتع روستای انویق صورت گرفته بود، گفت: با همکاری روستاییان و عوامل آتش نشانی بالاخره در ساعت ۲۳:۳۰ شب گذشته، آتش سوزی در مراتع ارسباران به طور کامل مهار شد.
وی یادآور شد: این آتش سوزی در مجموع در ۲۰۰ هکتار از مراتع ارسباران صورت گرفته بود و قبل از ورود به محدوده ی جنگل های ارسباران کاملا مهار شد، تا جایی که حتی یک درخت نیز دچار حریق نشده بود.
وی سهلانگاری چوپانان را علت اصلی وقوع آتش سوزی در مراتع ارسباران عنوان کرد.
سهلانگاریهایی که همیشه ختم به خیر نمیشود
یکی از فعالان رسانه ای تبریز در یادداشتی که در خبرگزاری فارس منتشر شده است مینویسد:
خبر ساده بود. مثل تمام اتفاقات بزرگ که از جرقههای کوچک شعلهور میشوند. «چهار نفر در ارتفاعات قلعه بابک گرفتار گرگها شدهاند!» تمام ماجرا ولی این نیست. سادهاندیشانهترین ذهنهای جهان هم میدانند یک شب دست و پنجه نرم کردن با دسته گرگها، چقدر وحشتناک است.
آرش شادمند، رئیس سابق انجمن عکاسان کلیبر در توضیح چند و چون این ماجرا میگوید: به همراه سه نفر دیگر از دوستان خبرنگار تصمیم گرفتیم شب را در ارتفاعات ۲۵۰۰ متری کوههای مشرف به قلعه بابک سر کنیم که ناگهان حوالی ساعت دو شب این اتفاق رخ داد.
قرار بود با این مقدمه آنها بتوانند صبح بعد، زودتر از خواب بیدار شوند و طلوع زیبای زندگی را با دوربین خود ثبت کنند. طلوعی که شاید هیچ وقت نمیدیدند. طلوعی که میتوانست غم انگیزترین و بیرحمترین طلوع زندگیشان باشد.
ولی خوشبختانه با رسیدن به موقع رئیس و کارکنان اداره میراث فرهنگی و گردشگری منطقه این حادثه ختم به خیر میشود. مثل تمام قصههای این چنینی که همه، دهقانان فداکار زمانهی خویشتن بودهاند این بار هم کارکنان میراث فرهنگی (نه به لحاظ وجهه سازمانی و حقوقی آنها بلکه به سبب چیزی به اسم انسانیت در وجودشان) میراثدار شجاعت و مردانگی بودهاند.
شادمند ادامه میدهد: در آن لحظات سخت و وحشتآور تنها این دوستان میراث فرهنگی بودند که خودشان را رساندند و ما را از دست ۱۱ گرگ و محاصره آنان نجات دادند.
وی در توضیح دقیقتر ماجرا میگوید: حوالی ساعت دو بامداد گرگها به ما حمله کردند و به سرعت ما را در محاصره قرار دادند. بلافاصله با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتیم. با توجه به نحوه پاسخگویی مأمور ۱۱۰ همزمان با پرویز انصاری، یکی از اعضای فعال انجمن عکاسی کلیبر، تماس گرفتیم که با توجه به خاموشی تلفنهای همراه ما، وی هماهنگیهای لازم را با نهادهای ذیربط برای نجات ما به عمل آورد. فرمانده نیروی انتظامی، به همراه چند مأمور تا کمپ قلعه بابک آمدند و چند تیر هوایی برای فراری دادن گرگها شلیک کردند.
شادمند میافزاید: با توجه به عدم شناخت و اطلاع آنها از محل دقیق ما، با رئیس میراث فرهنگی هم تماس گرفتیم. آنها هم در عرض ۴۵ دقیقه از کلیبر حرکت و با اسلحهی شکاری به نزد ما آمدند و ما را از محاصره گرگها نجات دادند.
ولی صبح روز بعد خبری که روی خبرگزاریهای استانی قرار گرفت متفاوتتر از این حقیقت به چشم میخورد. در خبر آمده بود: «چهار نفر که دیشب در ارتفاعات قلعه بابک از شهرستان کلیبر آذربایجانشرقی در محاصره گرگها گرفتار شده بودند با حضور نیروهای انتظامی و امدادگران هلال احمر نجات یافتند.»
در ادامه این خبر آمده بود: «دیشب ساعت دو بامداد در پی تماس تلفنی مبنی بر گرفتار شدن چهار نفر از هموطنان در ارتفاعات قلعه بابک و قرار گرفتن در محاصره دسته گرگها بلافاصله با نیروی انتظامی تماس و امدادگران جمعیت هلالاحمر در معیت نیروی انتظامی به محل اعزام شدند. با حضور به موقع نیروی انتظامی و تیراندازی هوایی دسته گرگها متواری شده و افراد گرفتار شده نجات مییابند.»
و این یعنی هنوز هم مسئولانی پیدا میشوند که ضعفهای خود را پشت ژستهای دروغین پنهان میکنند تا خود را قهرمان جلوه دهند. این خبرها در حالی روی خروجی خبرگزاریها رفت که رئیس سابق انجمن عکاسان کلیبر اصرار به گفتن از حقیقتی دارد که در پی آن با مساعدت و جانفشانی رئیس و کارکنان میراث فرهنگی در کلیبر توانسته بود از این خطر جان سالم به در ببرد.
چیزی که اینجا مهمتر از این فریب دادنها به چشم میخورد، کمکاری نهادی مثل هلال احمر است به عنوان نهادی که طبق اساسنامه صلیب سرخ جهانی وظیفه آن نجات جان انسانهاست!
حالا چند روزی میشود که از این حادثه گذشته و به یقین این حادثه نیز مانند بسیاری از وقایع این چنینی به زودی از یادها فراموش میشود. آنقدر گم و پنهان میشود که مسئولان فراموش کنند آن منطقه، قلعه بابک، جنگلهای مکیدی، ارتفاعات سرسبز ارسباران و... همه و همه گوشههایی از طبیعت بینظیر آذربایجان هستند که عده زیادی از گردشگران شب را در آنجا سر کردهاند. شبهایی که هیچ مسئولی فکری برای امنیت و آرام گذشتن این شبها نیاندیشیده است. چیزی که سهل الوصولتر از تمام اینهاست انگار جان آدمی است!
ارتفاعات ارسباران از غنیمتهای طبیعی آذربایجان است که میتواند تحولی در صنعت گردشگری کشور به وجود آورد ولی متاسفانه برای سادهترین زیرساخت نظیر تامین ایمنی و آسایش گردشگران این منطقه نیز تدبیر نشده است. این چنین میشود که وقتی ماجراهایی از این دست اتفاق میافتد هیچ نهاد مرتبطی خود را مسئول نمیداند و اولویتها تغییر میکند.
شاید نه، به یقین اگر آن کارکنان و رئیس میراث فرهنگی منطقه به خاطر آشنایی و دوستی قبلی به سراغ این چند نفر نمیرفتند اکنون غذای چند روز گرگهای منطقه تامین شده بود! ولی آن گردشگری که به منطقه آشنایی ندارند و بومی محسوب نمیشود چطور؟ باز هم تراژدی بیتوجهی و بیتفاوتی هلالاحمر اتفاق خواهد افتاد و شاید این بار دیگر رابطههای دوستانه کارگر نیافتد.
ممکن است تاخیر دو ساعته و فاصله هلالاحمر در این ماجرا به گردن کمبود امکانات و ملزم نبودن آنها به نجات جان انسانها انداخته شود ولی قطعاً ماجرا همیشه مثل این بار ختم به خیر نمیشود و صبحهایی در زندگی هستند که طلوعهایی غمانگیزتر از صد غروب در پشت ظاهر آرام آنها خفته است.
[
] [ ] [ بابک رشتبریان آستمال ][ ارسال نظر(0) ]






